![]() |
![]() |
|
| تنهايي و خداوند |
|
دست هاي تو
شيشه بود مشت من،هميشه سنگ سينه ات براي اتشي ،وسيع قلب من،هميشه تنگ پشت آسمان تو افتاب پشت اسمان من لحظه لحظه شب افتاب تو ستوني از طلا ماه من تكه تكه از حلب بي جهت پي نشانه ام نگرد بي نشانه رفته ام بي چراغ سوي گم ترين شب جهان تو ولي كنار افتاب روشنت بمان
|
|
+ نوشته شده در
86/04/22ساعت 7:7 توسط Hasti |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
گر همسفر عشق شدي مرد سفر باش
هم منتظر حادثه،هم فكر خطر باش |
| نوشته های پیشین |
|
هفته اوّل دی 1386 هفته سوم آبان 1386 هفته چهارم شهریور 1386 هفته دوم شهریور 1386 هفته چهارم مرداد 1386 هفته اوّل مرداد 1386 هفته چهارم تیر 1386 هفته دوم تیر 1386 هفته چهارم خرداد 1386 |
|
RSS
|