تبليغاتX
تنهايي -
تنهايي و خداوند
نامه ات را باز كردم

آرميدم، ايستادم

روي شن ها راه رفتم

در خيالم با تو بودم

شعرهايم را براي ماه خواندم

با ستاره گفتگو كردم

باد با ما بود

ابر تنها بود

ليك او را بر زمين خواندم

قطره قطره بر زمين امد

جشن پيوند

قطره و شبنم

جيرجيركها

سرود عشق سردادند

+ نوشته شده در  86/04/30ساعت 21:24  توسط Hasti |