![]() |
![]() |
|
| تنهايي و خداوند |
|
نام حق به نام آنكه دوستي را آفريد، عشق را ، رنگ را ... |
|
+ نوشته شده در
86/03/29ساعت 20:14 توسط Hasti |
|
|
کاش چون پاییز بودم ... کاش چون پاییز بودم
کاش چون پاییز خاموش و ملال انگیز بودم برگهای آرزوهایم یکایک زرد میشد آفتاب دیدگانم سرد میشد آسمان سینه ام پر درد می شد ناگهان طوفان اندوهی به جانم چنگ میزد اشکهایم همچو باران دامنم را رنگ می زد وه ... چه زیبا بود اگر پاییز بودم وحشی و پر شور و رنگ آمیز بودم شاعری در چشم من می خواند ...شعری آسمانی در کنار قلب عاشق شعله میزد در شرار آتش دردی نهانی نغمه من ... همچو آوای نسیم پر شکسته عطر غم می ریخت بر دلهای خسته پیش رویم چهره تلخ زمستانی جوانی پشت سر آشوب تابستان عشقی ناگهانی سینه ام منزلگه اندوه و درد و بدگمانی کاش چون پاییز بودم ... کاش چون پایز بودم |
|
+ نوشته شده در
86/03/29ساعت 20:13 توسط Hasti |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
86/03/29ساعت 20:11 توسط Hasti |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
گر همسفر عشق شدي مرد سفر باش
هم منتظر حادثه،هم فكر خطر باش |
| نوشته های پیشین |
|
هفته اوّل دی 1386 هفته سوم آبان 1386 هفته چهارم شهریور 1386 هفته دوم شهریور 1386 هفته چهارم مرداد 1386 هفته اوّل مرداد 1386 هفته چهارم تیر 1386 هفته دوم تیر 1386 هفته چهارم خرداد 1386 |
|
RSS
|